سردمه
باید پیاده روی می کردم ازسرما یخ زدم.خیلی سردم بود تا ته وجودم سرما روحس می کردم.
برای کاربعدیم که مهمونی رفتن بود رفتم وازپارکینگ ماشینو برداشتم.انقدرسردم شده بودکه ترس ازیادم رفت.
رفتیم خونه دخترخاله توکرج.چون خونشونو خوب بلدنبودم ماشینو توپارکینگ آزادی گذاشتم وباتاکسی رفتیم.
حالانگو مسیرخونه دخترخاله هم پیاده روی داره.مجددا یخخخ زدم.یه چیزایی هم می بارید.برف آب بود چی بود نمی دونم.
فقط می دونم که الان گلو درد دارم .دخترخاله بهم یه قرص مسکن کدئین دارداد.
خیلی وقت بودقرص کدئین دارنخورده بودم .چه حال خوبی بود.رفتم تو فضا .
الانم که این مطلب تموم شد برم یکی دیگه بخورم بازم برم فضا
خونه دخترخاله خیلی قشنگ بود.هیچ وقت نشده بودکه برم خونش .
اولش نه که آدمیم دیگه !!یه کم حسودی کردم ونمی خواستم بگم چقدر خونت زیباست یاچقدر سلیقت خوبه ولی بعدش برنفس اماره!! غلبه کردمو کلی ازخودشو خونش تعریف کردم.
البته وضع مالی دخترخاله اینا هم خیلی خوبه واینم حتما درانتخابا وخریداش تاثیرداشته.
وسلام نامه تمام