عزیزم اشتباه گرفتی
امروز تویه جایی ازشرکت(نمی تونم بگم کجاش)وایستاده بودیم وداشتیم دستامونو می شستیم که یهو یه خانمی ازهمکارا اومد وگفت سلام خوبی؟تصویرشما همیشه توذهن من هست.
ما:چرا؟
ایشون:آخه شما تنها زنی هستی که دیدم بدون گواهینامه پشت فرمون می شینه.آفرین به این جسارت.اونم واسه یه زن
ما؟ ماچنین کاری کردیم؟
طفلی نمی دونم ماروباکی اشتباه گرفته بود.ولی اگه ذره ای فکرکردید که به روی خودآوردیم که اشتباه گرفته سخت دراشتباهید.
بعد آن همه تعریف ونگاه تحسین برانگیز محال ممکن بود.
لبخندی به نشانه فروتنی زده به سرعت مکان رو ترک نمودیم.
2.یه روز اواسط ترم پیش برای اینکه پول پارک بان ندم ماشینمو سرپیچ یه کوچه که مکان ممنوعیه پارک کردم.وقت برگشت دیدم پارکبان برام قبض نوشته عصبانی می خواستم قبض روپاره پوره کنم که دیدم پارکبان داره بدو بدو می اد.
:خانوم مهندس پلیس اومده بود داشت جریمتون می کرد من نذاشتم .گفتم خونتون توی کوچه مینابوده.یک ماه پیش کوبیدید ودارید یه چندطبقه می سازید.پارکینگتون ازبین رفته مجبورشدید ماشینو بیارید بیرون کوچه.
ما؟ماداریم چنین کاری می کنیم؟کوچه مینا اصلا کجاست؟یعنی ما داریم یه خونه ویلایی روتو محلات جردن نشین می کوبیم ویه چندطبقه جاش می سازیم؟
دستمون درد نکنه.
تازه فهمیدم چراپارکبان همیشه باما سلام علیک گرم می کرد وحال خاندانمونو می پرسید.
۳.رفتم شیربگیرم.اکثرا سعی می کنم همین شیرهای پلاستیکی معمولی کم چرب بگیرم.به این امید که موادنگه دارنده نداشته باشه.به فروشنده می گم شیرنیومده؟
می گه نه ولی شیرپرچرب پاکبان(درست نوشتم؟)داریم.
ماشیرپرچرب نمیخوریم.
ولی مادرتون همیشه می گن عیبی نداره.شیرپرچرب پاکبان رودوست دارن.
مادرمااا؟دوستش دارن؟اگه ازاین خریدا می کنن چراما هیچ وقت تویخچالمون نمی بینیمش؟
باباجون اشتباه گرفتیددددد.