درصبرهم صبرباید
نمی خوام موج منفی داشته باشم ولی ازفردا خواهرم ودودخترش برای مدت یک هفته مهمون ما خواهند بودوقطع به یقین برادرم هم دودخترش رومیاره که بچه ها باهم باشن.
خداروشکرکه ما فامیل کوچیکی نیستیم وخداروشکرکه این همه بچه داریم .
ولی احساس می کنم به من ممکنه خیلی سخت بگذره بادهن روزه ازسرکاربرگردی و4تا بچه ازسروکولت بالابرن.بعدبری تواتاقت ببینی کن فیکون شده.علاوه براینکه روی تختت که اینقدربهش حساسی خوابیدن(بعد کلی بالاوپایین پریدن)، اون جعبه جواهرت موزیکالت که دفعه پیش نیم سوزش کرده بودن رو به احتمال زیاد تمام سوز کردن.لوازم آرایشو یه تستی کردن، لاکاتو چک کردن که یه وقت بلااستفاده نمونده باشه.آویزونت می شن که همین حالا بریم پارک و...
تازه یه کارجدید یادگرفتن وهربارمنو می بینن معصومانه(مثل گربه شِرِک)می یان روبروم وامیستن ومی گن:توروخدا..توروخدا...ماروببر تو ماشینت می خوایم بوق بزنیم.بعد هم نوبتی می شینن پشت فرمونو بوق می زنن.چشاشون اون موقع ازخوشحالی برق می زنه.
خدایاااا من بازم تاکید می کنم که گناه خاصی به درگاهت نکردم..خواهش میکنم امداد های غیبیتو ازم دریغ نکن.
بغض گلویم رافشرده..!برای آخرین بار می خوام ازسکوت شب لذت می برم.
هیوا باگریه شدیدشب آخر ماه دسامبر(همون شبی که قراربود دنیا تموم شه):من نمی خوام بمیرم ..من که هنوز عروس نشدم.![]()
آریانابعد ازاینکه بعد دوروز باسلام وصلوات داره ازخونه ما داره برمی گرده خونه خودشون باسربیرون اومده ازماشین:خداحافظ عمه.فردا غروب برمی گردم باهم بریم عروسی برصقیم(برقصیم).![]()
پ.ن:تشکرویژه ازهمه اونایی که مطمئنم روزه نمی گیرن ولی جلوی روزه دارا کاملا رعایت می کنن.