تصمیمات کبرا
گفتیم این روز آخری قبل ماه مبارک به صورت ویژه بخوریم وبیاشامیم رفتیم بعد مدتها برای خودمون شیرتوت فرنگی گرفتیم بایه سری خوراکی دیگه.
هی این شیرتوت فرنگی روخوردیم هی خوشمون اومد..اصن یه وضی .به خودمون میگفتیم چرازودتر یادمون نیفتاده بود که چنین خوراکیم وجود داره.تااون حدکه می خواستیم برای بعضی ازاین دوستان که توکارتولید لبنیاتن پیام بذاریم که شماهم برید شیرتوت فرنگی تولید کنید که خیلی خوبه وفروش داره...
ولی راستشو بخواید الان حالم بد شده..اصلا یه طوری شدم...فکرکنم زیادی خوردم.یااینکه معدم عادت نداشته .
به هرحال همین جا ازهمه دوستان دیگری که تو کارتولید شیرتوت فرنگین می خوام که تولید رو کم بلکه متوقف کنن.
خبردیگه که خیلیییی خبرمهمیه اینکه من تصمیم گرفتم کم کم کاردکوراتوری رو شروع کنم.
خیلییی برام سخته این تغییر ..اینکه ازراحتی وخوروخواب ویه درآمد ثابت ومناسب بری تو یه ورطه ای که توش هیچ تجربه ای نداری وباید کلیم تلاش کنی تا بتونی بلکه یه کم به چشم بیای.
تازه تصورم ازمدیران شرکتهای معماری ومعماری داخلی یه کسایی مثل استادامن که به یه خط هم گیرمی دن وکلا خیلی ایراد می گیرن وآخرشم نمی فهمی ازکارت راضی هستن یانه؟
ولی ..دیروز وقتی که ژوژمان استاد"غم ته نگاه"هم تموم شد..وقتی که دیگه باید جمع میکردم ومی رفتم خونه..دیدم که نههه...نمی تونم...نمی شه که همه ی این دوسال فقط برآورده کردن یکی ازآرزوهای کودکی باشه ..باید ازاین هنرم یه استفاده ای هم بکنم.
تازه ...انقدم این روزا- ازفکرتموم شدن درسم- بداخلاق وگیربده شده بودم..حتی اخلاق اینترنتیم هم بدشده بود..که نگو
استاد بهم گفت یه کار"تری دی"هست واسه یه نقاش انجامش می دی؟
گفتم نمی دونم..فکرنکنم..سخته آخه. ولی بلدم..یعنی توهمشو که دارم.
گفت به هرحال می خواست یه ملیون دست مزد بده..
عهههه..اصلن فکرنمی کردم واسه یه طرح یه ملیون بدن..
البته بازقبول نکردم ولی به فکراساسی فرورفتیم...
تازه یکی ازبچه ها هم دیزاین یه خونه 90متری روشروع کرده بود که ما بازباحسرت بهش نگاه میکردیم ویاد خونه دوستمون می افتادیم که قراربود بریم طراحی کنیم ونرفتیم.
هیییی
بعدم اینکه خیلییی خوشحالم که ماه مبارک داره می یاد.واسه روزه داریم خیلی ذوق دارم وامیدوارم طاقتشو داشته باشم.
خیلی دلم می خواد مردایی که اطرافمن روزه بگیرن.وقتی یه مرد روزه میگیره من به عنوان یه زن دلم گرم می شه ومی گم منم می تونم.
ولی توروخدااونایی که ناراحتی معده واقعی دارن روزه نگیرن.مایه همکارداریم که ناراحتی معده واقعی داره ازظهراولین روز ماه رمضون شروع می کنه:من حالم بده.معدم درد میکنه.حالم داره بهم میخوره..وای دیگه نمی تونم..واقعا هم حالش بدمی شه هاااانه اینکه تظاهر کنه.حالا سختی روزه داری ماکمه باید ایشونم هی ساپورت کنیم.خوب بابا نگیر به خدا ثواب که نداره هیچی ضررم داره.کلی نصیحتش می کنیم که روزه نگیریاروزتو بشکن ولی قبول نمی کنه.باز فرداش می یاد همون آش وهمون کاسه واعصاب خوردکردنای ما تاااا روز آخر....
واقعا که!!!!
پ.ن:الان یه کم حالم بهترشد هرکی می خواد شیرتوت فرنگی تولید کنه.هرکی می خواد تولید نکنه.مختارید.