فاطمه ازرویاش دفاع می کنه
زندگی این نیست که تو یه مشت، یه گونی یه خروارپول داشته باشی ولی اون قدرغمگین باشی که نتونی حتی یه انگشتتو-آنچنان که شرحش رفت!-تکون بدی.
زندگی این نیست که تو انقدر تا ته همه چیز رفته باشی .حتی گاهی تا ته کارهایی که عموم مردم آرزوشو دارن.ولی بازهم بازهم ..بازهم به پوچی رسیده باشی.
زندگی اون نیست که تو حتی وارث نیازمندی نداشته باشی که دلت خوش باشه بعد مرگت پولهاتو می زنه به زخمی ویه تحول اساسی تو زندگیش رخ می ده.
اصلا چه فایده که آدم پولدار باشه ولی باپولش نتونه یه ازدواج خوب وموفق کنه؟
زندگی رفتن تو جمعیت وزندگی بااوناست.یکی ازاونا شدنه .این که اونا تورو مثل خواهریا برادر یا یه دوست خوب توجمعشون بپذیرن.
رویاهای کوچیک کوچیک داشتن .قند آب شدن تو دل برای خوشی های سادست.
زندگی سلامتی وآرامشه.
اعتقاد به خالق هستی که خیلی مهربونه وهمیشه داره بایه لبخند کش دارنگات می کنه وهی می گه یادت باشه تونوبت زندگیت خوب زندگی کنیاا.ماها داریم ازاین بالا نگات می کنیم.
تشکیل خانواده وبه دنیا آوردن بچه های سالم وتپل مپله .
زندگی محبت دیدن ومحبت کردنه.
اینکه هرشب..هرشب ..کابوس نبینی..
زندگی پختن غذاهای خونگیه نه هرروز فست فود..
...
واین ماجرا ادامه داره...
من چه نیازی به ثروت زیاد دارم ؟
ثروت زیاد داشته باشیم که مدام بایادش دلشوره بگیریم؟
البته که سفرهای خارجی وماشین های گرون وخونه های ویلایی خوبه ..وکیفیت زندگی روبالامی بره.
ولی یه رویا یا آرزو نیست.
رضایت من اززندگی ورسیدن به رویاهام فکرکنم تو نوشته هام هم مشخص باشه.
پسسس
اونی که سود می کنه بازم اون آقای افسرده توی رویاست...
اونه که به زندگی برمی گرده.اونه که باراهنمایی من ثروتشو وقف عام می کنه-توجه کردیدکه ثروت بانام خودش وقف می شه نه به اسم من-
این منم که دارم ریسک ازدواج بایه آدم افسرده رو قبول میکنم.
تازه بعد اون هم زندگی ادامه داره هنوز "یک/پنجم" باقی مونده که برای زندگی کافیه
که به خدا اگر همینم باقی نمی موند بازهم غمی نبود.چون خدایی که بالای سر ماست مسئول روزی دادن به ماست.واین مساله باحرص وجوش خوردن های الکی ما هیچ ارتباطی نداره.
پ.ن:اصلا چرااینطوری شد؟این رویا وجوابیه وغیره یهو ازکجا پیداش شد؟؟؟؟؟