من وجکی
چندروزیه "جکی "وارد زندگیمون شده.وایی دوسش دارما ولی هی استرس می گیرم.
فرداهم می خوام ببرمش سر ِ کار.حالا فکرکردید مشکل من روندن اون تو بزرگراهاست؟نهههه.مشکل من بیرون آوردنش ازپارک ه
خنده هم هیچ نداره.![]()
الان من دارم اینجا درد دل می کنم که شما انرژی مثبت بفرستید فردا راحت رانندگی کنم.
بالاخره بین 206وپراید، قسمت ما پراید شد البته ازنوع صفرش.
راستش فقط دوسه ماه از رانندگی نکردن من می گذره-یعنی قبلشم آموزشگاه بود-ولی انقدررانندگیم افت کرده که همون روز اول که ازرانندگی باجکی تو یه مسافت کوتاه برگشتم ازته دلم گفتم خدارو شکر که 206نخریدم با این وضع رانندگی...
حالا داداشم هی دلداریم می ده که فاطمه استرس نداشته باش مردم که خبر ندارن که تو 4روزه راننده شدی باخیال راحت برون .منم می گم الان تواسترسی تو رفتارمن می بینی؟
اونم می گه والا چی بگم!!
.تازه واسه جکی یه سرپناهیم جور نکردیم.طفلی مونده تو کوچه .منم هی بهش می گم جکی یه وقت دزد نبردت ..اگه دزد اومد مقاومت کن.جیغ جیغ کن.
آخه دیشب باصدای دزدگیر ماشین همسایه ازخواب بیدارشدم .رفتم پشت پنجره ساعت5/1بود .دیدم یه مرد اومد جلوی ماشین فکرکردم صاحبشه که با شنیدن صدای دزدگیراومده ولی بعد دیدم که روزمین خوابید وزیرماشینو نگاه کرد .بعد بلند شدو درماشینو واکرد.یهو دزدگیر شروع به آژیر زدن کرد.اونم سریع فرارکرد.
تازه فهمیدم آقا دزده بوده.وتازه فهمیدم که باید بترسم.تاحالا یه دزدو اینقدر از نزدیک ندیده بودم.گفتم اگه برگشت پنجره روبازمی کنم وبالاخره یه دادی چیزی می زنم.ولی برنگشت.
اگه سراغ جکی رفته بود چی؟البته جکیم دزدگیرداره..
خلاصه دیگه اینطوری ..
هرزنی واسش واجبه که رانندگی بلد باشه.
الان تفکرمن اینطوریه.
واسه همین باید سختیهای مهارت رانندگی رو تحمل کنم .تا روزای آسونیش برسه.
هییییییییی
![]()
![]()