نسیم حیات
درهفته ای که گذشت خداییش یعنی خداییش ها مادرحال تحصیل علم بودیم
لپ تاپمان را ارتقا دادیم تابرنامه های مدل سازی رو رویش نصب کنیم .پاورپوینت ساختیم.ترجمه کردیم.کتاب خوندیم.اصلا مثل ما بعیدمی دانم دیگه مادردهرزاییده باشد.
همچنین درهمین هفته یکی ازشرکت های طرف قرارداد شرکت ما که ازشرکت ما بسی قویتر ومشهورتراست به ما پیشنهادکارداد که ما باصلابت واعتمادبه نفس مثال زدنی رد کردیم
وهمه راانگشت به دهان نهادیم .حتی مدیرمان راکه مارابه اتاقش خواند وگفت به نظرمن قبول کن که استخدامت می کنند وچه وچه ولی ما همچنان نچ گفتیم ومی گوییم.
مثل اینکه دوستان باورشان نمی آید که ما-واقعا- می خواهیم دکوراتورشویم .بالابریم پایین بیایم ما میخواهیم دکوراتورشویم وبه این وسیله به خودمان ودیگران خدمت کنیم.
مخصوصا به خودمان
همینه که هست.
نهایتا اگردیدیم دکوراتورخوبی نیستیم-که فکرنمی کنیم-دست ازپادرازتربه حسابداری برمی گردیم.
مورد بعدی اینکه ما ازوبلاگ پنج وارونه من یاد گرفتیم وطرحی دراتاقمان-محل کار- گذاشتیم که براساس آن هرکسی که این اشتباهات رابکند:دروغ، غیبت، تهمت، تنبلی، تجسس،لقب دادن به مردم، استفاده ازاموال شرکت به نفع شخصی
باید جریمه 2000تومنی بپردازد.
مجموع پول ها هم به صندوق محک که زنگ زده ایم وبرایمان آورده اند ریخته می شودودرآخرامر تحویلشان می شود.
تاکنون 9هزارتومن جمع شده که 7تومنش راآبجی تان-یعنی بنده-یک تنه داده.
واقعا فکرنمی کردیم اینقدر صفات بد درما جمع شده باشد.
البته حرف های ما این بوده:اون آقا شکم گندهه.اون آقا کوتاهه.آدم مغرورِ بی ادب-به یکی ازهمکاران گفتیم خوب!
.یک هزارتومنی هم بازور ازمان گرفتندوهرچه گفتیم بی منظور حرفی رازده ایم قبول نکردند.
ولی خیلی خوب شد احساس می کنیم برخودمان خیلی بهتر مسلط شده ایم .درجمعی هم که واردمی شویم کمترازپیش حرف می زنیم.
حتی مدتیست پشت سراساتید هم کمترحرف زده ایم .علی الخصوص پشت سراستادِ محبوب
می دانید که پشت سراساتید وهم کلاسی ها حرف نزدن چه کارصعبی ست
![]()
پ.ن:فندو عسل یادم نمی یادتو کدوم پستت طرح دادن جریمه ۲۰۰۰تومنی بابت هرغیبت کردنو گذاشته بودی.ولی دیدی که ازت سریع یادگرفتم![]()